راز سخن

شمارهٔ ۲۰۱

قوت جگرت ز جوش بستان

قوت جگرت ز جوش بستان
روزی لب از خروش بستان
سرتاسرت ار چو گل زبانست
بفروش و لب خموش بستان
داد دل رهروان به آهی
زین گمره خرقه‌پوش بستان
گر عزم طواف کعبه داری
توفیق ز می‌فروش بستان
صد جان بر یک شرر گرو کن
وز شعله شعله جوش بستان
چون نیست وفا به غیر نامی
خود را بفروش و گوش بستان
گر بارکش غمی فصیحی
صد سر ده و نیم دوش بستان

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.