شمارهٔ ۱۹۳
کو دل که رو به میکده مشرب آوریم
کو دل که رو به میکده مشرب آوریم
شبخون کفر بر سپه مذهب آوریم
زلفت اگر مدد کند از دست آفتاب
گیریم جیب صبح و به سوی شب آوریم
تا سالها به خون نطپد ناله در جگر
رخصت نمیدهند که سوی لب آوریم
نالش خوش است اگر همه از جور دوست است
کو لب که رو به زمزمه یارب آوریم
همچشم ماست چرخ فصیحی درین چمن
تا هر شب از سرشک به رخ کوکب آوریم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.