شمارهٔ ۱۷۸
وقت غم خوش کآتش از باغ و بهارش چیدهایم
وقت غم خوش کآتش از باغ و بهارش چیدهایم
یک گلستان داغ از هر نوک خارش چیدهایم
یک تبسم غنچه امید ما نوبر نکرد
گویی از گلزار پیش از نوبهارش چیدهایم
قیمت دشت محبت را فرامش چون کنیم
ما که داغ از برگ برگ لالهزارش چیدهایم
این گل سیراب یعنی دیده دایم خرم است
گویی از گلزار رخسار نگارش چیدهایم
لاله دل فصیحی ز ابر محنت تازه دار
کز زمین غم برای یادگارش چیدهایم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.