راز سخن

شمارهٔ ۱۵۸

فردوس ساز کلبه پردود آتشم

فردوس ساز کلبه پردود آتشم
باری اگر زیان خودم سود آتشم
سوزم مدام و شعله دودم پدید نیست
الماس ریشهای نمک‌سود آتشم
از بس که شعله دوش ثنای دلم سرود
پنداشت شوق دوست که معبود آتشم
خار ترم که تازه ز باغم دروده‌اند
محروم بوستانم و مردود آتشم
در دوزخم فکنده فصیحی غم و هنوز
داغ سیاه‌خانه پر دود آتشم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.