جزر و مد
ماه، دریا را به خود می خواند و،
ماه، دریا را به خود می خواند و،
آب
با کمندی، در فضاها ناپدید،
دم به دم خود را به بالا می کشید.
جا به جا در راه این دلدادگان
اختران آویخته فانوس ها.
*
گفتم این دریا و این یک ذره راه!
می رساند عاقبت خود را به ماه!
من، چه می گویم، جدا از ماهِ خویش
بین ماه،
افسوس:
اقیانوس ها ...
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.