راز سخن

رساتر از فریاد

مگر رِسَم به کلامی:

مگر رِسَم به کلامی:
رهاتر از آتش،
رساتر از فریاد،
فراتر از تأثیر،
که چون به کوه بخوانی، ز هفت پرده سنگ،
گذر کند چون تیر!
وگر به دل بنشانی، نپرسی از پولاد،
نترسی از شمشیر
کتاب‌های جهان را ورق ورق گشتم!
به برگ برگِ درختان، به سطر سطر چمن،
نشانه‌ها گفتم.
ز مهر پرسیدم.
به ماه نالیدم.
ستاره‌ها را شب‌ها به همدلی خواندم.
به پای باد به سرچشمه افق رفتم.
به بال نور، درآیینه شفق گشتم.
شبی، شباهنگی
درون تاریکی
نشست و حق ... حق ... زد!
صدای خونینش،
ز هفت پرده شب،
گذرکنان چون تیر!
رهاتر از آتش،
رساتر از فریاد،
فراتر از تاثیر؛
به من رسید و هم‌ واز مرغ حق گشتم!

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.