راز سخن

سفر

سحر خندد به نور زرد فانوس

سحر خندد به نور زرد فانوس
پرستویی دهد بر جفت خود، بوس
نگاهم می‌دود بر سینهٔ راه
تو را دیگر نخواهم دید... افسوس

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.