راز سخن

شمارهٔ ۳ - در زندان ثبت

هیچ دانی از چه خود را خوب تزئین می‌کنم

هیچ دانی از چه خود را خوب تزئین می‌کنم
بهر میدان قیامت رخش را زین می‌کنم
می‌روم امشب به استقبال مرگ و مردوار
تا سحر با زندگانی جنگ خونین می‌کنم
می‌روم در مجلس روحانیان آخرت
واندر آنجا بی‌کتک طرح قوانین می‌کنم
نامه حق‌گویی طوفان را به آزادی مدام
منتشر بی‌زحمت توقیف و توهین می‌کنم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.