شمارهٔ ۱۳۷
ای دل اندر عاشقی با طالعِ مسعود باش
ای دل اندر عاشقی با طالعِ مسعود باش
چون به چنگ آری ایازی عاقبت محمود باش
پیش این مردم تَعَیُّن چون به موجودیت است
گر رسد دستت، به هر قیمت بُوَد، موجود باش
تا نوازی دوستان را جنّتِ شدّاد شو
تا گدازی دشمنان را آتشِ نمرود باش
پیشِ یکرنگان دورنگی چون نمیآید پسند
یا چو یزدان پاک یا چون اهرمن مردود باش
تا درآیی در شمارِ کشتگانِ راهِ عشق
با هزاران داغِ دل چون لاله خونآلود باش
پیشِ مردان خدا هرگز دم از هستی مزن
نیستی را پیشه کن ناچیز شو نابود باش
رهروِ ثابتقدم، هستی اگر چون فرخی
در طلب با عزمِ ثابت طالبِ مقصود باش
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.