راز سخن

شمارهٔ ۶۶ - در انتقاد از دولت وثوق‌الدوله

آن دست دوستی که در اول نگار داد

آن دست دوستی که در اول نگار داد
با دشمنی به خون دل آخر نگار داد
دیدی که باغبان جفاپیشه عاقبت
بر باد آشیانه چندین هزار داد
می خواست خون ز کشور دارارود چو جوی
دستی که تیغ کید به جانو سیار داد
با اختیار تام کند طرد و قتل و حبس
ای داد از کسی که به او اختیار داد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.