راز سخن

شمارهٔ ۶۲

پیشِ عاقل بی‌تَخَصُّص گر عمل معقول نیست

پیشِ عاقل بی‌تَخَصُّص گر عمل معقول نیست
پس چرا در کشورِ ما این عمل معمول نیست
واردات و صادراتِ ما تعادل چون نداشت
هرچه می‌خواهی در ایران فقر هست و پول نیست
با فلاکت مملکت از چار سو پر سائِل است
وز برای این همه سائِل کسی مسئول نیست
بس ز بی‌چیزی جهان تاریک شد در پیشِ چشم
چشمِ مردم مبتلای نرگسِ مکحول نیست
در برِ دنیای قابل قابلیت هست شرط
قابلیت پیش ما ناقابلان مقبول نیست
گر عزیزی خوار شد از بهرِ آزادیِ مصر
پیش ملّیون شرافتمند چون زغلول نیست
کشتهٔ آن قاتلی امروز گشتم کز غرور
تا به فردای قیامت یادش از مقتول نیست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.