راز سخن

شمارهٔ ۳۳

هرگز دلم برای کم و بیش غم نداشت

هرگز دلم برای کم و بیش غم نداشت
آری نداشت غم که غمِ بیش و کم نداشت
در دفترِ زمانه فتد نامش از قلم
هر ملّتی که مردمِ صاحب‌قلم نداشت
در پیشگاهِ اهلِ خرد نیست محترم
هر کس که فکرِ جامعه را محترم نداشت
با آنکه جیب و جام من از مال و می تهی‌ست
ما را فراغتی است که جمشید جم نداشت
انصاف و عدل داشت موافق بسی ولی
چون فرخی موافقِ ثابت‌قدم نداشت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.