راز سخن

شمارهٔ ۵۰

بت عیسی سرشت و مه جبینم

بت عیسی سرشت و مه جبینم
ربوده هوشم از سر، برده دینم
از آن ترسم شود فایز چو صنعان
اگر گردد شبی خلوت نشینم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.