راز سخن

شمارهٔ ۱۶

شب عید است و هر کس با عزیزش

شب عید است و هر کس با عزیزش
کند بازی به زلف مشک ریزش
بجز فایز که او یاری ندارد
نشیند با دل خونابه ریزش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.