شمارهٔ ۴۰۴
مرا جان بر لب آمد از جدایی
مرا جان بر لب آمد از جدایی
به سوی من نمی آیی، کجایی؟
نمی ترسی که بعد از قتل فایز
بگویندت تو یار بی وفایی؟
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.