راز سخن

شمارهٔ ۳۷۲

غم و غصه تن و جانم گرفته

غم و غصه تن و جانم گرفته
فراق یار دامانم گرفته
به کشتی اجل فایز سوار است
میان آب توفانم گرفته

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.