راز سخن

شمارهٔ ۳۰۵

فغان کز کوی جانان دور ماندم

فغان کز کوی جانان دور ماندم
ز فیض صحبتش مهجور ماندم
شکسته پا تن بیمار فایز
طبیبم دور و من رنجور ماندم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.