شمارهٔ ۲۶۳
زاسب افتادم و شد کار مشکل
زاسب افتادم و شد کار مشکل
سراپا معجری شد در مقابل
بزیر معجرش آهسته می گفت
« که فایز رفت و داغش ماند بر دل»
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.