راز سخن

شمارهٔ ۲۲۰

شب دیجور و من مهجور وره دور

شب دیجور و من مهجور وره دور
رقیبان در کمین و یار مستور
نه فایز می توان رفتن نه قاصد
چه باید کرد المهجور معذور

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.