راز سخن

شمارهٔ ۱۷۰

شدم پیر و ندیدم روی دلدار

شدم پیر و ندیدم روی دلدار
جوانی رفت، گل شد در نظر خار
به بزم گلرخان فایز مخوانید
تهیدستم ندارم میل بازار

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.