شمارهٔ ۱۶۴
شب آمد تا شب وصل آردم یاد
شب آمد تا شب وصل آردم یاد
دهد خاک وجودم جمله بر باد
یقین می سوخت فایز ز آتش خشم
نمی کردش گر آب دیده امداد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.