راز سخن

شمارهٔ ۸۹

من از چشم تو می ترسم که مست است

من از چشم تو می ترسم که مست است
که هم مست است و هم خنجر به دست است
بت فایز به ایمای دو ابروش
چرا باراست بازان کج نشسته است؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.