راز سخن

دوبیتی شمارهٔ ۵۰

سحر، دل ناله‌های زار می‌کرد

سحر، دل ناله‌های زار می‌کرد
چنان که دیده را خونبار می‌کرد
شکایت‌های ایام جوانی
به فایز یک به یک اظهار می‌کرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.