راز سخن

دوبیتی شمارهٔ ۴۱

شب آمد تا شب وصلم دهد یاد

شب آمد تا شب وصلم دهد یاد
دهد خاک وجودم جمله بر باد
یقین می‌سوخت فایز ز آتش دل
نمی‌کردش گر آب دیده امداد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.