راز سخن

بخش ۵۴ - حقوق خویشاوندان

بدان که رسول (ص) گفت که خدای تعالی می گوید، «من رحمانم و خویشی بر من رحم است، نام وی از نام خود شکافتم. هرکه خویشی پیوسته دارد با وی پیوندم و هرکه بریده دارد از وی ببرم». و گفت، «هرکه خواهد که عمر وی دراز شود و روزی وی فراخ شود، گو خویشاوندان را نیکو دار. هیچ طاعت را بیش از آن ثواب نیست که صلت رحم تا باشد که اهل بیتی باشد که به فسق و فجور مشغول باشد، چون صله رحم کنند، مال ایشان و فرزندان ایشان از برکت آن می افزایند». و گفت، «هیچ صدقه فاضلتر از آن نبود که به خویشاوندی دهی که با تو به خصومت بود».

بدان که رسول (ص) گفت که خدای تعالی می گوید، «من رحمانم و خویشی بر من رحم است، نام وی از نام خود شکافتم. هرکه خویشی پیوسته دارد با وی پیوندم و هرکه بریده دارد از وی ببرم». و گفت، «هرکه خواهد که عمر وی دراز شود و روزی وی فراخ شود، گو خویشاوندان را نیکو دار. هیچ طاعت را بیش از آن ثواب نیست که صلت رحم تا باشد که اهل بیتی باشد که به فسق و فجور مشغول باشد، چون صله رحم کنند، مال ایشان و فرزندان ایشان از برکت آن می افزایند». و گفت، «هیچ صدقه فاضلتر از آن نبود که به خویشاوندی دهی که با تو به خصومت بود».
و بدان که پیوستن رحم آن بود که چون ایشان از تو قطع کنند تو بپیوندی و هرکه تو را محروم دارد تو او را عطا دهی و هرکه بر تو ظلم کند تو از وی درگذاری.

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.