شمارهٔ ۸۴
تا به کی ای نوش جان میزنیم نیشتر
تا به کی ای نوش جان میزنیم نیشتر
زخم از این بیشتر یا دل از این ریشتر
ز آه من اندیشه کن بیخ جفا تیشه کن
مهر و وفا پیشه کن بیشتر از پیشتر
در نظر اهل دل سادگی آزادگی است
جز متصنع مدان از همه بدکیشتر
عاقبتاندیشی از عاشق صادق مجوی
نیست کس از خودپرست عاقبتاندیشتر
دشمن جان شد مرا مدعی دوستی
وز همه بیگانهتر هرکه بُدی خویشتر
ای به نصاب جمال یافته حدّ کمال
نیست مرا آرزو جز نظری بیشتر
خرمن حسن ترا موقع احسان بود
مفلسم و مفتقر از همه درویشتر
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.