شمارهٔ ۸۰
فرۀ غرای تو چشم مرا خیره کرد
فرۀ غرای تو چشم مرا خیره کرد
طرۀ زیبای تو عقل مرا تیره کرد
برد به شیرین لبی شیرۀ جان مرا
کام مرا شکرین بردن آن شیره کرد
سلسلۀ موی تو یافت چه آشفتگی
رشتۀ عمر مرا حلقۀ زنجیره کرد
حسن تو ای مه جبین رهرو عشقم نمود
لطف تو ای نازنین طبع مرا چیره کرد
شیوۀ عاشق کشی سیرۀ معشوق ما است
آنچه به من می کند آن روش و سیره کرد
از پس عمری بزد جامۀ تقوا به نیل
مفتقر از بس که از روی و ریا زیره کرد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.