راز سخن

شمارهٔ ۲۹

تا گوهر عشق اندوخته‌ام

تا گوهر عشق اندوخته‌ام
چشم از همه عالم دوخته‌ام
تا با غم عشق تو ساخته‌ام
همواره سراپا سوخته‌ام
تا سینۀ من سینای غم است
چون نخلهٔ طور افروخته‌ام
از دفتر عشق تو روز نخست
دیباچهٔ غم آموخته‌ام
با شور غمت سودا زده‌ام
نقد دل و دین بفروخته‌ام
هرکس به دل‌آرامی دلشاد
من مفتقر دل‌سوخته‌ام

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.