راز سخن

شمارهٔ ۴۳

امروز شراره ای به داغم زده اند

امروز شراره ای به داغم زده اند
نشتر به رگ صبر و فراغم زده اند
از کثرت شور عطسه مغزم ریش ست
تا عطر چه فتنه بر دماغم زده اند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.