شمارهٔ ۱۶۲
باید ز می هر آینه پرهیز گفتهاند
باید ز می هر آینه پرهیز گفتهاند
آری دروغ مصلحتآمیز گفتهاند
فصلی هم از حکایت شیرین شمردهایم
آن قصه شکر که به پرویز گفتهاند
خون ریختن به کوی تو کردار چشم ماست
مردم ترا برای چه خونریز گفتهاند؟
گویم ز سوز سینه و گوید که این همه
تا خود نگشته آتش دل تیز گفتهاند
نشکفت دل ز باد تو گویی دروغ بود
از نوبهار آنچه به پاییز گفتهاند
انداخت خار در ره و انداز خواندهاند
انگیخت گرد فتنه و انگیز گفتهاند
گفتا سخن ز بیسر و پایان نه زیرکیست
با قیس ره نوردی شبدیز گفتهاند
نازی به صد مضایقه عجزی به صد خوشی
گر از تو گفتهاند ز ما نیز گفتهاند
غالب ترا به دیر مسلمان شمردهاند
آری دروغ مصلحتآمیز گفتهاند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.