راز سخن

فصل ۳۳

عالم همراه عشق است تا ساحل دریای عظمت؛ اگر قدم پیش نهد غرق شود خبر که بیرون برد چون عشق غوص کند تا چون دُرّ مکنون در صدف شود از قعر بحر عظمت گوهر شب‌افروز مراد برآرد تا او در پرتو بارقه‌ی آن راه به خود باز یابد‌، به یقین آن گمان غلط است و این از نوادرات عشق است.

عالم همراه عشق است تا ساحل دریای عظمت؛ اگر قدم پیش نهد غرق شود خبر که بیرون برد چون عشق غوص کند تا چون دُرّ مکنون در صدف شود از قعر بحر عظمت گوهر شب‌افروز مراد برآرد تا او در پرتو بارقه‌ی آن راه به خود باز یابد‌، به یقین آن گمان غلط است و این از نوادرات عشق است.

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.