راز سخن

فصل ۲۲

اگر عشق، شریک روح است، خسارت چرا بر شریک روا می‌داری؟ برادر! عشق مقدس است از شریک و از شبیه، اما روح سر از شرکت او برمی‌آرد و از برای اثبات وحدت معشوق رقم خسارت خَسِرَ الدُّنیا وَالْآخِرَة بر روح می‌کشد با او می‌گوید که به دولت وصل آنگاه رسی که در خود برسی و به عالم اصل خود آنگاه باز‌شوی که با نیستی انباز شوی و به یقین بدانی:

اگر عشق، شریک روح است، خسارت چرا بر شریک روا می‌داری؟ برادر! عشق مقدس است از شریک و از شبیه، اما روح سر از شرکت او برمی‌آرد و از برای اثبات وحدت معشوق رقم خسارت خَسِرَ الدُّنیا وَالْآخِرَة بر روح می‌کشد با او می‌گوید که به دولت وصل آنگاه رسی که در خود برسی و به عالم اصل خود آنگاه باز‌شوی که با نیستی انباز شوی و به یقین بدانی:
گر هر چه ترا هست همه دربازی
ور هستی خود جدا کنی انبازی
باشد که ز خود باز رهی در‌تازی
در پرتو نور او پناهی سازی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.