راز سخن

بخش ۱۱

در استشفای عارفانه در طریق اهل وجد گوید.

در استشفای عارفانه در طریق اهل وجد گوید.
ساقیا جام دگر لبریز کن
آتش ما را ز آبی، تیز کن
تا خرد، ثابت بود بر جای خویش
مدعا را پرده می‌گیرد به پیش
سرخوشم کن ز آن به جان پرورده‌ها
تا تو هم را بسوزم، پرده‌ها
مست گردم، رشته‌ای آرم به دست
قصۀ مستان که گوید غیر مست؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.