راز سخن

بخش ۷۷ - در بیان فقر و صحبت درویشان

فقر می‌دانی چه باشد ای پسر

فقر می‌دانی چه باشد ای پسر
با تو گویم گر نداری زان خبر
گرچه باشد بی‌نوا در زیر دلق
خویش را منعم نماید پیش خلق
گرسنه باشد ز سیری دم زند
دوستی با دشمنان خود کند
گرچه باشد لاغر و خوار و ضعیف
وقت طاعت کم نباشد از حریف
چون دل پر دارد و دست تهی
می‌نماید در ترازو فربهی
ای پسر خود را به درویشان سپار
تا نگه دارد ترا پروردگار
با فقیران هر که همدم می‌شود
در سرای خلد محرم می‌شود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.