راز سخن

بخش ۴۸ - در بیان رستگاری

گر همی‌خواهی که باشی رستگار

گر همی‌خواهی که باشی رستگار
رخ مگردان ای برادر از سه کار
اولت دیدن بود حکم قضا‌ش
بعد از آن جستن بجان و دل رضاش
چیست سیوم‌؟ دور بودن از جفا
هر که این دارد بود اهل صفا
هر که دارد دانش و عقل و تمیز
جز به راه حق نبخشد هیچ چیز
صدقه‌ای که‌آلوده گردد از ریا
کی بود آن خیر مقبول خدا‌؟
گر عمل خالص نگردد همچو زر
قلب را ناقد نیارد در نظر
تا توانگر باشی اندر روزگار
نفس را از آرزوها دور دار

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.