بخش ۳۷ - در مناجات شیخ بهلول و ختم کتاب
پادشاها ره نما این بنده را
پادشاها ره نما این بنده را
این فقیر بیکس افکنده را
ای خدای انبیا و اولیاء
رحمت تو مصطفی و مرتضی
ای خدای انبیاء و مرسلین
ای خدا مؤمنین و مسلمین
ای خدای عاقلان و کاملان
ای خدای عاشقان و عارفان
ای خدای زاهدان و صوفیان
ای خدای غازیان و عالمان
ای خدای جمله پیدا ونهان
ذات تو بر تر ز فکر است و بیان
ای خدای وحش و حیوان و طیور
زندگی دادی تمامت را ز نور
ای خدای بینهایت جز تو کیست
هم توئی بیحد و غایت جز تو کیست
اولین و آخرینی یا کریم
ظاهرین و باطنینی یا عظیم
محو گردان ای خدا بهلول را
وارهان از خویشتن این گول را
رحمت للعالمینی بر همه
ختم گردان راه دین را بر همه
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.