بخش ۱۶ - الحكایة و التمثیل
مصطفی گفتست جمعی از ملک
مصطفی گفتست جمعی از ملک
می فرو آیند هر روز از فلک
گرد میگردند بر روی زمین
تا کجا بینند جمعی اهل دین
کز خدای خویش میگویند باز
صف زنند آن قوم گرد اهل راز
خویشتن را وقف آن منزل کنند
زان سخن مقصود خود حاصل کنند
گرچه در معنی نیم از اهل راز
گفته ام باری ز اهل راز باز
جمله از حق گویم و از کار او
تا ملایک بشنوند اسرار او
چون درین اسرار بینندم مدام
قصه گوی حق نهندم بوکه نام
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.