راز سخن

بخش ۲ - الحكایة ‌و التمثیل

بوعلی دقاق آن شیخ جهان

بوعلی دقاق آن شیخ جهان
شد بنزدیک مریدی میهمان
آن مرید از عشق او میسوخت زار
کرده بودش روزگاری انتظار
شیخ بنشست آن مرید نونیاز
گفت شیخا کی بخواهی رفت باز
گفت ناافتاده وصلی اتفاق
پیش باز آوردی آواز فراق

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.