بخش ۳ - الحكایة و التمثیل
آن یکی در پیش شیر دادگر
آن یکی در پیش شیر دادگر
ذم دنیا کرد بسیاری مگر
حیدرش گفتا که دنیا نیست بد
بد توئی زیرا که دوری از خرد
هست دنیا بر مثال کشتزار
هم شب و هم روز باید کشت و کار
زانکه عز و دولت دین سر بسر
جمله از دنیاتوان برد ای پسر
تخم امروزینه فردا بر دهد
ور نکاری ای دریغا بر دهد
گر ز دنیا دین نخواهی برد تو
زندگی نادیده خواهی مرد تو
دایما در غصه خواهی ماند باز
کار سخت و مرد سست و ره دراز
پس نکوتر جای تو دنیای تست
زانکه دنیا توشهٔ عقبای تست
تو بدنیا در مشو مشغول خویش
لیک در وی کار عقبی گیر پیش
چون چنین کردی ترا دنیا نکوست
پس برای دین تو دنیا دار دوست
هیچ بیکاری نه بیند روی او
کار کن تا ره دهندت سوی او
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.