بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیل
پیش حیدر آمد آن درویش حال
پیش حیدر آمد آن درویش حال
کرد ازان دریای دانش سه سؤال
گفت از هفتاد فرسنگ آمدم
هین جوابم ده که دلتنگ آمدم
چیست درویشی و بیماری و مرگ
داد حیدر سه جواب او ببرگ
گفت درویشی تو جهل آمدست
فقر تو گر عالمی سهل آمدست
هست بیماری حسد بردن همه
هست بد خوئی تو مردن همه
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.