راز سخن

بخش ۷ - الحكایة و التمثیل

آن یکی پرسید از مجنون مگر

آن یکی پرسید از مجنون مگر
کز کدامین سوی قبله ست ای پسر
گفت اگر هستی کلوخی بیخبر
اینکت کعبه ست در سنگی نگر
کعبهٔ عشاق مولی آمدست
آن مجنون روی لیلی آمدست
چون تو نه اینی نه آن هستی کلوخ
قلبت از سنگ است ای بیشرم شوخ
گرچه کعبه قبلهٔ خلق جهانست
لیک دایم قبله جای کعبه جانست
در حرم گاهی که قرب جان بود
صد هزاران کعبه سرگردان بود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.