بخش ۵ - الحكایة و التمثیل
آن حکیمی در تفکر میگذشت
آن حکیمی در تفکر میگذشت
دید سرگین دان و گورستان بدشت
نعرهٔ زد گفت ای نظارگان
اینت نعمت اینت نعمت خوارگان
ای عجب با این چنین نفسی درون
میکند هم در خدائی سر برون
زشتی عالم همه از خبث اوست
وآنگهی دارد خدائی نیز دوست
هست در هر نفس این دعوی ولیک
خویش بر فرعون ظاهر کرد نیک
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.