بخش ۷ - الحكایة و التمثیل
رفت سنجر پیش زاهر ناگهی
رفت سنجر پیش زاهر ناگهی
گفت از وعظیم ده زاد رهی
شیخ زاهر گفت بشنو این سخن
چون شبانت کرد حق گرگی مکن
خانهٔ خلقی کنی زیر و زبر
تا براندازی سرافساری بزر
خون بریزی خلق را در صد مقام
تا خوری یک لقمهٔ وانگه حرام
خوشه چین کوی درویشان توئی
در گدا طبعی بتر زیشان توئی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.