راز سخن

شمارهٔ ۱۲

شب نیست که دل حزین ندارم از تو

شب نیست که دل حزین ندارم از تو
در دل دمِ آتشین ندارم از تو
تا چند کنی خونِ جگر در چشمم
من سوخته چشم این ندارم از تو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.