شمارهٔ ۷۷
تا بی رخ یار محرمم بنشسته
تا بی رخ یار محرمم بنشسته
برخاستهای به صد غمم بنشسته
این نادره بین که یار بی تیغ مرا
خود کشته و خود به ماتمم بنشسته
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.