شمارهٔ ۱۱
دیرست که جان خویشتن میسوزم
دیرست که جان خویشتن میسوزم
وز آتش جان، چو شمع، تن میسوزم
ای کاش، شد آمدم نبودی که مدام
تا آمدم از بیم شدن میسوزم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.