راز سخن

شمارهٔ ۵۰

در عشق مرا عقل شد و رای نماند

در عشق مرا عقل شد و رای نماند
جان نیز ز دست رفت و بر پای نماند
دی، مِه ز دو کون بود جولانگه فکر
امروز،‌ببین که فکر را جای نماند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.