بخش ۲ - الحکایه و التمثیل
چنین گفت آن عزیزی بادیانت
چنین گفت آن عزیزی بادیانت
که تا حق عرضه دادست این امانت
زمین و آسمان زان در رمیدست
که بار عهده آن سخت دیدست
تو تنها آمدی تا آن کشی تو
از آن ترسم که خط در جان کشی تو
اگر اینست امانت ای همه ننگ
بسی این به کشد ازتو خری لنگ
اگر بی سر شوی این سر بدانی
وگرنه گربهٔ از چند خوانی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.