بخش ۹ - جواب دادن بلبل باز را و استغنا نمودن او
جوابش داد هشیار سخنگوی
جوابش داد هشیار سخنگوی
مگو ما را از این معنی بر این روی
برو ما را سر و سودای کس نیست
ز عشقم یک نفس پروای کس نیست
تو هرگز بر کسی عاشق نبودی
هنوز آتش نهٔ مانند دودی
تو نادر بی خودی بیخود نمانی
تو قدر عاشقان هرگز ندانی
شراب عاشقی آن کس کند نوش
که یاد غیر را سازد فراموش
مرا معذور میدار ای خداوند
که عاشق نشنود از عاقلان پند
مقام عاشقان بالای عقل است
طریق عاقلی در عشق جهل است
سلیمان را بگو ای نور یزدان
عنان حکم خود از ما بگردان
ترا بر ما از آن دست ستم نیست
که بر دیوانه و عاشق قلم نیست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.