راز سخن

المقالة التاسع عشر

ششم فرزند آمد دل پر اسرار

ششم فرزند آمد دل پر اسرار
ز الماس زبان گشته گهربار
پدر را گفت آن خواهم همیشه
که باشد کیمیا سازیم پیشه
اگر یابم بعلم کیمیا راه
شوند از من جهانی کیمیا خواه
گر آن دولت بیابم دین بیابم
که چون آن یک دهد دست این بیابم
جهان پر ایمن گردانم از خویش
فقیران را غنی گردانم از خویش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.